انتقال ،تفویض عهده داری افغانی

روند انتقال مسئولیت های امنیتی به نیروهای افغان به مراحل آغازین وحتمی خود نزدیک شده است .

اند کی بعد تر،افغانستان وجهان شاهد خواهند بود که این امردریکی از ولایات کشور عملا تحقق می یابد .پروسه انتقال مسوولیت های امنیتی تنها یک پروسه صرفا نظامی نیست که به جای یک لشکر ،لشکر دیگری افراز موقع کند ،بلکه برای افغانستان این یک امتحان جدی وسختی ست به رغم همه چالش های موجود این مامول را برآورده کند اما مساله این است که عهده داری امورتنها به مسایل نظامی محدود نمی شود .این یک موضوع کلان ودرحد ملی است .حکومت های محلی آیا می توانند سکان هدایت امور را آنطور که شایسته است به عهده بگیرند ویا قوای امنیتی داخلی می توانند ازپس توطئه هاونا امنی های مزمن برآیند؟این سوال را بیشتر ینه درمدخلی می بینیم که خواسته یا نخواسته عدم اعتماد ملی وبی باوری ها را در نسوج ارتباط جامعه افغانی می دواند .


مردم افغانستان خود باور های خود را دارند وتقویت شان می کنند .افغانستان سال های سال درنبود یک سیستم وااره مرکزی توانسته است عهده دار دفاع از خود دربرابرناملایمات روز گار باشد.اکنون این نکته را باید بیشتر توضیح داد که عهده داری امور ،تا چه میزانی باور های ملی وخود ارادیت افغانی را نشوونموء می هد .

شاید این تحلیل درذات خود سخیف بنماید که بگوییم ما برای همیشه منتظر می مانیم تاجامعه حهانی امنیت افغانستان را تامین کند .این امرنه برای کشورهای دوست ممکن است ونه برای مردمی که مدعی وراثت یک سرزمین درطول هزران سال است .ازسوی دیگر این موضوع را نیز بایستی به حلاجی گرفت که ایا قوای امنیتی داخلی کماکان درسایه نیروی دیگری قدم بر میدارد یا اینکه خود وجایب ومسوولیت های ملی ونظامی خود را می شناسند .به باور این قلم ،تحلیل اولی ازهمین بدو پروسه انتقال سلیه به انتفاء موضوع است ودرمتن دومی ،نسان داده شده است که قوای داخلی بهتر ازهر خارجی دیگر می تواند عهده دار امور خود وسرزمین اش باشد .درسایه نگهداشتن قوای داخلی به مفهمو این است ه هیچ کدام نتوانسته ایم فرهنگ وعنعنات ملی را بطور درست شناسایی کنیم .زایرا ورود یک سرباز افغنی دریک دهکده ممکن است گاهی به عکس العملی مواجه نشود درحالیکه این موضوع درورود یک سرباز خارجی به شدت فرق می کند .

روند انتقال مسوولیت های امنیتی به نیروهای افغانی ،به ماجرای تبلیغی برخی عناصروکشورهایینز پایان میدهد که افغانستان را اشغال می نامند .این عناصربا تحقق انتقال ،حربه بزرگی راازدست میدهند ،حربه ای که توسط انیه خارجی هابلکه مردم افغانستان را به سلخ می کشانند .ترور یزم وقتی برای جنگ منطقی نمی شناسد ،نه اطاعت ازمتون دین ونه مورد حمایت مردم باشد والبته همفکری نهادهای مدنی وسیاسی نیزمهم است چرا که پروسه انتقال همانطوری که صرفا یک موضوع نظامی نیست یک مساله صرف متعلق به اداره حاکم نیز نمی باشد بلکه این مسا له درذات خود یک امر ملی است .اشخاص ،نهادها وبالاخره مردم می توانند درسلامت وموفقیت یک پروسه نقش بازی کرده وباور ها را دربهینه سازی اعتماد ملی بارور نمایند.